وقتی خانه از پناهگاه به محل رنج تبدیل می‌شود، مسئله دیگر یک خانواده نیست؛ مسئله، سلامت یک جامعه است

طاهره فرازمند/ سرپرست اورژانس اجتماعی ایلام/ خبر آزار و حبس دو خواهر کودک در سنندج، صرفاً یک واقعه تکان‌دهنده یا یک پرونده جنایی نیست؛ این رخداد، آینه‌ای از یکی از پیچیده‌ترین و پنهان‌ترین آسیب‌های اجتماعی است که در سکوت و پشت درهای بسته شکل می‌گیرد. کودک‌آزاری از آن دسته آسیب‌هایی است که تنها جسم کودک را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه امنیت روانی، اعتماد بنیادی و فرآیند رشد اجتماعی او را نیز دچار آسیب می‌کند.

از منظر جامعه‌شناختی، کودک‌آزاری را نمی‌توان صرفاً به ویژگی‌های فردی عاملان آن فروکاست. این پدیده در بستری از روابط قدرت، انزوای اجتماعی، گسست ارتباطات حمایتی و الگوهای فرهنگی مرتبط با خشونت شکل می‌گیرد. خانواده مهم‌ترین نهاد جامعه‌پذیری و نخستین محیط تجربه امنیت، محبت و تعلق است. هنگامی که همین نهاد کارکرد حمایتی خود را از دست می‌دهد و به کانون آسیب تبدیل می‌شود، پیامدهای آن فراتر از یک خانواده رفته و به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود.

در روان‌شناسی، خشونت مستمر علیه کودک یکی از شدیدترین اشکال آسیب روانی محسوب می‌شود. کودک برای رشد سالم نیازمند احساس امنیت، پیش‌بینی‌پذیری و حمایت عاطفی است. محرومیت از این نیازهای بنیادین می‌تواند آثار عمیقی بر رشد شناختی، هیجانی و اجتماعی او برجای بگذارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند کودکانی که در معرض خشونت مزمن قرار می‌گیرند، بیش از دیگران در معرض اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه، مشکلات رفتاری، افت تحصیلی و دشواری در شکل‌دهی روابط سالم اجتماعی قرار دارند.

نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت بندورا نیز نشان می‌دهد که خشونت، رفتاری اکتسابی است که از طریق مشاهده و تجربه منتقل می‌شود. به همین دلیل کودک‌آزاری تنها یک آسیب در زمان حال نیست؛ بلکه می‌تواند به بازتولید چرخه خشونت در نسل‌های بعدی منجر شود. کودکی که در محیطی آکنده از خشونت رشد می‌کند، ناخواسته در معرض یادگیری الگوهایی قرار می‌گیرد که ممکن است در آینده بر روابط فردی و اجتماعی او تأثیر بگذارد.

از منظر مددکاری اجتماعی، این پرونده بار دیگر اهمیت حساسیت اجتماعی نسبت به نشانه‌های کودک‌آزاری را یادآوری می‌کند. بسیاری از موارد خشونت علیه کودکان در فضای خصوصی خانواده رخ می‌دهد و تنها زمانی آشکار می‌شود که اطرافیان نسبت به علائم هشداردهنده بی‌تفاوت نباشند. در چنین شرایطی، آگاهی عمومی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و تقویت فرهنگ حمایت از کودکان نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشگیری از تداوم آسیب دارند.

پرونده سنندج فقط روایت رنج دو کودک نیست؛ هشداری است درباره کودکانی که شاید هنوز صدایشان به جایی نرسیده است. خشونت علیه کودک، صرفاً نقض حقوق یک فرد نیست؛ تضعیف بنیان‌های اخلاقی و انسانی جامعه است. هر کودکی که در ترس، تحقیر و آزار رشد می‌کند، بخشی از امنیت روانی و سرمایه اجتماعی آینده جامعه نیز آسیب می‌بیند.

جامعه‌ای که نسبت به رنج کودکان حساس باشد، جامعه‌ای زنده و مسئول است؛ زیرا حمایت از کودکان صرفاً یک وظیفه اخلاقی نیست، بلکه سرمایه‌گذاری بر آینده‌ای سالم‌تر، انسانی‌تر و امن‌تر است. کودکان امروز، شهروندان فردای جامعه‌اند و کیفیت آینده هر جامعه را باید در میزان امنیت، کرامت و حمایتی جست‌وجو کرد که امروز برای کودکانش فراهم می‌کند. هر پرونده کودک‌آزاری، پیش از آنکه یک خبر باشد، هشداری است که یادآوری می‌کند توسعه واقعی از جایی آغاز می‌شود که هیچ کودکی در سکوت رنج نکشد و هیچ فریادی پشت درهای بسته بی‌پاسخ نماند

کد خبر 185748

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 0 =

خدمات الکترونیک پرکاربرد